أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

354

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

الانعام ، و اعراف ، و توبة ؛ و گفته‌اند : يونس ؛ و « طول » جمع « طولى » است - چون كبرى و كبر - ؛ و « مثاني » ش از آن جهت . خواند كى قصص در آن مثنّى است ؛ و تثنيه اضافت مثل شيء بوذ بشيء . قول سيؤم آنست كى « مثاني » جميع قرآنست - چنانك فرموذ : « كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ » 2327 . قول چهارم آنست كى « مثاني » معاني قرآنست ؛ و آن هفت است : ( 703 ) امر و نهى و تبشير و إنذار و ضرب أمثال و تعداد نعم و اخبار قرون . قول پنجم كرامتي است كى خذاى - تعالى - رسول را 2328 به آن گرامى گردانيذه است . « وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ » عظيم قدر است از حضرت خذاى - تعالى - ؛ خذاى - تعالى - منّت نهاذ بر رسول بفاتحة الكتاب خاصّ يا بسبع الطّول همچنانك منّت نهاذ بر وى بجميع قرآن . زجّاج گويذ : « من » تبيين راست ؛ و گفته‌اند : تبعيض راست . « وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ » وقتى بر خاطر رسول - عليه السّلم - بگذشت كى نظر به دنيا كنذ ؛ خذاى - تعالى - او را از آن نهى فرموذ تا به دنيا رغبت نكنذ : اى محمّد ! چشمها به دنيا باز مكن كى زندگانى داذه‌ايم به آن قومي را از كفّار كى تمنّاء آن دارند . رسول - صلّى اللّه عليه و آله - رغبت از دنيا بگردانيذ . انس گويذ : 2329 در فصل بهار شترى چند بر رسول گذر كردند . رسول - عليه السّلم - چشم بآستين مبارك بپوشيذ و گفت : خذاى - تعالى - مرا به اين امر فرموذه است ؛ پس اين آيت بخواند . « أَزْواجاً مِنْهُمْ » يعنى در نعم مثل يكديگر باشند ؛ و گفته‌اند : « أزواجا » اى اغنياء ، يعنى توانگران ؛ و گفته‌اند : اصناف جهوذ و ترسا ( 704 ) و مشرك 2330 ؛ و گفته‌اند : مردان كى زنان با ايشان باشند و آن 2330 بمنزلت أعطينا اثنين اثنين است ، منهم ذكر و أنثى . « وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ » و اندوه مبر بر ايشان بآنچ ايشان بكفر باز مىگردند ؛ و گفته‌اند : اندوه مبر بآنچ ايشانرا نعمت داده‌ام و ترا نداده‌ام ؛ و اين وجه بعيد است كى رسول - عليه السّلم - هرگز غم دنيا نخورد . « وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ » يعنى جانب خود با مؤمنان نرم دار و با ايشان رفق كن و جناح آدمى جانب اوست ؛ « وَ اضْمُمْ 2331 يَدَكَ إِلى جَناحِكَ » ازينجا است ؛ و مراد از آن هم جانب است ؛ يعنى با ايشان تواضع كن تا ترا دوست دارند و هم نشين تو باشند و از تو نرمند .